کد خبر: 235836
۷ شهریور ۱۴۰۵، ۱۴:۰۹
ماموریت غیرممکن رئیس سیا به مسکو

سفر محرمانه و چندساعته جان راتکلیف، رئیس سیا، به مسکو در میانه جنگ اوکراین و تشدید فشار واشنگتن بر تهران، تنها یک مأموریت اطلاعاتی نیست؛ این سفر می‌تواند تلاشی برای سنجش مواضع روسیه در قبال ایران و ارزیابی توان آمریکا برای مدیریت هم‌زمان چند بحران باشد.

سفر «جان راتکلیف»، رئیس سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا، به مسکو در سوم شهریور، در ظاهر سفری کوتاه و مبهم بود؛ اما زمان سفر، مقصد و سطح محرمانگی آن، این سفر را به رویدادی قابل بررسی در معادلات امنیتی میان آمریکا و روسیه تبدیل می‌کند. راتکلیف با یک فروند هواپیمای ترابری نظامی C-17 وارد پایتخت روسیه شد و چند ساعت بعد این شهر را ترک کرد؛ بدون آنکه کاخ سفید یا سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا توضیح روشنی درباره هدف این سفر ارائه دهند.

گزارش‌ها ابتدا از سوی رسانه‌های آمریکایی و به نقل از منابع مطلع منتشر شد و سپس رسانه‌های روسی نیز ورود و خروج رئیس سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا را پیگیری کردند. در همان ساعات نخست، احتمال دیدار راتکلیف با ولادیمیر پوتین مطرح شد؛ موضوعی که کرملین آن را رد کرد. دیمیتری پسکوف، سخنگوی کرملین، اعلام کرد که رئیس‌جمهور روسیه دیداری با رئیس سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا نداشته و چنین دیداری نیز در برنامه نبوده است.

با این حال، بخش مهم‌تر اظهارات پسکوف در بخش دیگری از سخنان او مطرح شد؛ جایی که وی تأیید کرد سفر راتکلیف با تماس و گفت‌وگو با مقام‌های سرویس‌های اطلاعاتی روسیه ارتباط داشته و نتایج این گفت‌وگوها نیز به اطلاع پوتین رسیده است.

همین موضوع، چارچوب اصلی سفر را مشخص می‌کند. راتکلیف برای یک دیدار تشریفاتی یا مذاکره دیپلماتیک به مسکو نرفته بود. کانالی که او از طریق آن وارد مسکو شد، کانال اطلاعاتی و امنیتی بود؛ کانالی که ماهیت آن محرمانه است و در مواردی برای گفت‌وگو درباره موضوع‌های حساس میان دو طرف مورد استفاده قرار می‌گیرد.

پرسش اصلی این است: واشنگتن در مقطع کنونی چه اطلاعاتی را باید از مسکو دریافت کند یا درباره چه موضوعی با روس‌ها گفت‌وگو کند؟

پاسخ را می‌توان در تلاقی چند پرونده مهم جست‌وجو کرد؛ جنگ اوکراین، مناسبات امنیتی روسیه و غرب و تلاش آمریکا برای افزایش فشار اقتصادی و سیاسی بر ایران.

مسکو؛ مقصدی برای سنجش رویکرد روسیه

یکی از توضیحات درباره سفر راتکلیف، ارتباط آن با جنگ اوکراین است. جنگی که پس از سال‌ها نه‌تنها به پایان نرسیده، بلکه همچنان ظرفیت تبدیل شدن به بحرانی گسترده‌تر را دارد.

واشنگتن برای تصمیم‌گیری درباره مرحله بعدی جنگ، به شناخت رویکرد مسکو نیاز دارد. آیا روسیه در حال آماده شدن برای تشدید عملیات است؟ آیا امکان افزایش نیروها وجود دارد؟ خطوط قرمز کرملین کجاست؟ مسکو تا چه اندازه حاضر است هزینه ادامه جنگ را بپردازد و چه نوع توافقی می‌تواند روسیه را به کاهش تنش متقاعد کند؟

این پرسش‌ها تفاوت مهمی با تلاش برای تعیین خط قرمز برای روسیه دارد.

آمریکا ممکن است از ابزارهای نظامی، اقتصادی و سیاسی برای فشار بر مسکو استفاده کند، اما تجربه سال‌های اخیر نشان داده است که تحمیل اراده واشنگتن به روسیه کار ساده‌ای نیست. برای آمریکا، در شرایط فعلی، شناخت خط قرمزهای کرملین می‌تواند از ترسیم خط قرمز برای آن مهم‌تر باشد.

این مسئله زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که احتمال گسترش جنگ یا ورود آن به مرحله‌ای پرهزینه‌تر مطرح باشد. هرگونه برداشت نادرست میان دو قدرت هسته‌ای می‌تواند پیامدهایی فراتر از میدان اوکراین داشته باشد.

از همین رو، حتی با وجود اختلاف‌های راهبردی میان واشنگتن و مسکو، حفظ یک کانال ارتباطی مستقیم میان نهادهای امنیتی دو کشور می‌تواند برای هر دو طرف اهمیت داشته باشد.

وقتی متحد هم باید مدیریت شود

در این میان، برخی گزارش‌ها درباره تلاش واشنگتن برای کنترل رفتار اوکراین و جلوگیری از انجام برخی اقدامات تحریک‌آمیز علیه روسیه نیز قابل توجه است.

حتی اگر همه جزئیات این گزارش‌ها قابل تأیید نباشد، طرح چنین احتمالی یک واقعیت را نشان می‌دهد: آمریکا برای مدیریت بحران روسیه، در مواردی ناچار است رفتار متحد خود را نیز کنترل کند.

این وضعیت نشان می‌دهد معادله دیگر تنها «فشار آمریکا بر روسیه» نیست. واشنگتن باید مراقب باشد فشاری که برای تضعیف روسیه وارد می‌کند، به نقطه‌ای نرسد که کنترل بحران از دست آن خارج شود.

آمریکا در برابر روسیه با یک دوگانگی مواجه است؛ از یک سو نمی‌خواهد به مسکو اجازه دهد دست بالا را در نظم امنیتی اروپا پیدا کند و از سوی دیگر، افزایش تنش با یک قدرت هسته‌ای را به نفع خود نمی‌داند.

این همان جایی است که کانال‌های اطلاعاتی اهمیت پیدا می‌کنند.

پرونده‌ای که نام ایران را وارد معادله می‌کند

شاید مهم‌ترین بخش ماجرا، نه در شرق اروپا، بلکه در غرب آسیا قرار داشته باشد.

هم‌زمان با سفر راتکلیف، دولت آمریکا سیاست فشار اقتصادی علیه ایران را دنبال می‌کند؛ فشاری که هدف آن تنها تحریم مستقیم اقتصاد ایران نیست، بلکه محدود کردن روابط اقتصادی تهران با سایر کشورها را نیز دنبال می‌کند.

راهبرد واشنگتن در این شرایط روشن است: اگر قرار است فشار اقتصادی بر ایران به نتیجه برسد، تهران نباید بتواند مسیرهای جایگزین تجاری، مالی و سیاسی ایجاد کند.

به همین دلیل، مسئله شرکای ایران برای آمریکا به اندازه خود ایران اهمیت پیدا می‌کند.

در این میان، روسیه یک شریک معمولی نیست. مسکو عضو دائم شورای امنیت، یک قدرت نظامی و هسته‌ای، بازیگری مهم در بازار انرژی و یکی از شرکای راهبردی تهران است. روابط ایران و روسیه نیز طی سال‌های گذشته از سطح مناسبات سیاسی فراتر رفته و حوزه‌هایی مانند انرژی، تجارت، حمل‌ونقل، ترانزیت، امنیت و همکاری‌های منطقه‌ای را دربر گرفته است.

در نتیجه، اگر واشنگتن بتواند دامنه همکاری روسیه با ایران را محدود کند، بخشی از فشارهای اقتصادی و سیاسی علیه تهران می‌تواند اثرگذاری بیشتری پیدا کند.

هدف آمریکا لزوماً جدایی کامل روسیه از ایران نیست؛ چنین هدفی واقع‌بینانه به نظر نمی‌رسد. پرسش اصلی برای واشنگتن چیز دیگری است:

روسیه در صورت تشدید فشار آمریکا علیه ایران تا کجا حاضر است هزینه همکاری با تهران را بپردازد؟

این پرسش برای واشنگتن ارزش اطلاعاتی بالایی دارد.

آیا تجارت دو کشور در شرایط تحریم ادامه پیدا خواهد کرد؟ آیا مسیرهای ترانزیتی و مالی جایگزین فعال خواهند ماند؟ سطح همکاری‌های امنیتی دو کشور تا کجا ادامه پیدا می‌کند؟ مسکو در مجامع بین‌المللی چه موضعی خواهد گرفت؟ و اگر فشار آمریکا از سطح تحریم اقتصادی فراتر برود، روسیه چه واکنشی نشان خواهد داد؟

این‌ها همان پرسش‌هایی هستند که یک مقام اطلاعاتی بلندپایه می‌تواند در یک کانال محرمانه با طرف روسی درباره آنها گفت‌وگو کند.

شکافی که واشنگتن می‌خواهد ایجاد کند

مسئله برای آمریکا از این جهت پیچیده است که روابط تهران و مسکو طی سال‌های گذشته به اندازه‌ای گسترش یافته که دیگر نمی‌توان آن را تنها با عبارت «ائتلاف موقت» توضیح داد.

دو کشور در حوزه‌های مختلف منافع مشترکی پیدا کرده‌اند؛ از مخالفت با یک‌جانبه‌گرایی آمریکا گرفته تا همکاری در انرژی، تجارت، حمل‌ونقل و ترتیبات منطقه‌ای.

این به معنای آن نیست که ایران و روسیه در تمام موضوعات منافع یکسانی دارند. تهران و مسکو در برخی پرونده‌ها منافع متفاوتی دارند و سیاست خارجی هر دو کشور بر اساس محاسبات ملی خودشان تنظیم می‌شود.

این موضوع نیز لزوماً به نفع واشنگتن نیست.

آمریکا برای جدا کردن روسیه از ایران نیاز ندارد که دو کشور متحد کامل باشند؛ کافی است بتواند هزینه همکاری آنها را آن‌قدر افزایش دهد که مسکو در مقاطع حساس، فاصله بیشتری از تهران بگیرد.

روسیه نیز محاسبات خاص خود را دارد. مسکو می‌داند که کنار کشیدن از همکاری با ایران لزوماً به معنای دریافت امتیاز پایدار از واشنگتن نیست. تجربه مناسبات روسیه و غرب نشان داده است که امتیازدهی یک‌طرفه الزاماً به کاهش فشارهای غرب منجر نمی‌شود.

برای کرملین، حفظ رابطه با تهران می‌تواند بخشی از راهبرد گسترده‌تر روسیه برای حفظ عمق راهبردی و تنوع شرکای خود در برابر فشار غرب باشد.

ایران؛ بخشی از محاسبه بزرگ‌تر آمریکا

اگر این تحلیل را یک گام جلوتر ببریم، سفر راتکلیف را باید در چارچوبی بزرگ‌تر از رابطه دوجانبه آمریکا و روسیه دید.

واشنگتن امروز با چند پرونده هم‌زمان مواجه است: جنگ اوکراین، رقابت با روسیه، تحولات غرب آسیا، فشار بر ایران و تلاش برای حفظ نفوذ خود در مناطق مختلف جهان.

هیچ‌کدام از این پرونده‌ها به تنهایی ساده نیستند؛ مشکل زمانی آغاز می‌شود که آنها بر یکدیگر اثر بگذارند.

اگر آمریکا فشار بر ایران را افزایش دهد، باید واکنش روسیه را نیز محاسبه کند. اگر فشار بر روسیه را تشدید کند، ممکن است انگیزه مسکو برای تعمیق همکاری با تهران بیشتر شود. اگر حضور نظامی خود در غرب آسیا را افزایش دهد، بخشی دیگر از منابع نظامی و سیاسی آمریکا درگیر خواهد شد.

این همان چیزی است که می‌توان آن را هزینه مدیریت چند بحران نامید.

واشنگتن همچنان قدرت بزرگی است، اما هیچ قدرتی منابع نامحدود ندارد. توان یک کشور تنها به تعداد هواپیماها، ناوها یا حجم بودجه دفاعی آن محدود نمی‌شود؛ ظرفیت تصمیم‌گیری، توان تمرکز سیاسی و امکان مدیریت بحران‌ها نیز بخشی از قدرت واقعی است.

از این منظر، سفر راتکلیف بیش از آنکه نمایش قدرت آمریکا باشد، تلاشی برای سنجش میزان خطر در محیطی است که بحران‌های آن به یکدیگر متصل شده‌اند.

فرصت تهران و مسکو؛ نه اتحاد، بلکه هماهنگی

در این شرایط، ایران و روسیه نیز با یک فرصت مواجه‌اند؛ فرصتی که به معنای تشکیل یک بلوک رسمی ضدآمریکایی نیست.

تهران و مسکو برای افزایش هزینه‌های راهبردی واشنگتن نیازی ندارند در همه موضوعات مواضع یکسانی اتخاذ کنند. آنچه اهمیت دارد، حفظ استقلال تصمیم‌گیری، توسعه مسیرهای همکاری و جلوگیری از تبدیل فشار آمریکا به ابزاری برای ایجاد شکاف میان دو کشور است.

اگر روسیه بتواند روابط خود با ایران را بدون ورود مستقیم به رویارویی نظامی با آمریکا حفظ کند و تهران نیز مسیرهای اقتصادی، تجاری و سیاسی خود را متنوع‌تر کند، بخشی از اثرگذاری سیاست فشار واشنگتن کاهش خواهد یافت.

در این وضعیت، آمریکا با مسئله‌ای مواجه می‌شود که حل آن دشوار است: فشار بیشتر، لزوماً به انزوای بیشتر ایران منجر نمی‌شود؛ بلکه ممکن است به تعمیق همکاری میان ایران و شرکای مستقل از غرب منجر شود.

راتکلیف برای شنیدن آمده بود؟

با کنار هم گذاشتن این نشانه‌ها، سفر کوتاه و محرمانه رئیس سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا به مسکو را می‌توان فراتر از یک مأموریت اطلاعاتی معمول ارزیابی کرد.

او بیش از آنکه برای اعلام یک پیام عمومی به مسکو رفته باشد، برای دریافت پاسخ‌هایی محرمانه درباره چند مسئله حساس به پایتخت روسیه سفر کرده است؛ از رویکرد کرملین در جنگ اوکراین گرفته تا سطح همکاری روسیه با ایران و میزان آمادگی مسکو برای تحمل هزینه‌های ناشی از ادامه این همکاری.

بدون انتشار اسناد رسمی، نمی‌توان با قطعیت گفت موضوع اصلی گفت‌وگو چه بوده است. آنچه از سطح و نحوه این سفر می‌توان فهمید، این است که واشنگتن نمی‌تواند نقش روسیه را در معادلات آینده ایران نادیده بگیرد.

شاید به همین دلیل است که اهمیت سفر راتکلیف نه در چند ساعت حضور او در مسکو، بلکه در پرسشی است که پشت این سفر قرار دارد:

آمریکا تا کجا می‌تواند فشار را افزایش دهد، بدون آنکه چند جبهه علیه خود فعال کند؟

اگر پاسخ واشنگتن به این پرسش را در مسکو جست‌وجو کرده باشد، یک نتیجه مهم روشن است؛ روسیه دیگر تنها یک پرونده در سیاست خارجی آمریکا نیست. مسکو در معادلات ایران، اوکراین، انرژی و نظم امنیتی آینده جهان، خود بخشی از معادله است.

هرچه فشار آمریکا برای جدا کردن تهران از شرکای خود افزایش یابد، ارزش روابط ایران با بازیگران مستقل از غرب نیز برای واشنگتن بیشتر می‌شود.

از این منظر، سفر راتکلیف را می‌توان تلاشی برای اندازه‌گیری عمق روابط تهران و مسکو دانست؛ سفری که شاید بیش از آنکه درباره آنچه آمریکا می‌خواهد به روسیه بگوید باشد، درباره چیزی است که واشنگتن می‌خواهد از روس‌ها بشنود.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha